خرید بک لینک
فاش میگویم و از گفته ی خود دلشادم بنده ی عشقم و از هر دو جهان آزادم

برچسب: نویسنده: آرتین حکیمی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 17:15

ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشمچند وقت است که هر شب به تو می اندیشمبه تو آری ، به تو یعنی به همان منظر دوربه همان سبز صمیمی ، به همبن باغ بلوربه همان سایه ، همان وهم ، همان تصویریکه سراغش ز غزلهای خودم می گیریبه همان زل زدن از فاصله دور به همیعنی آن

برچسب: نویسنده: آرتین حکیمی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 17:15

سینه ام دکان عطاری است
دردت چیست؟
شنبلیله، رازیانه، شاهی و گشنیز
هل و آویشن، نبیذ سرخ شور انگیز
سینه ام دکان عطاری است

دردت چیست؟
تو اگر جسمت بهاران است اما جان تو پاییز
عازم مسجد سلیمانی و لیکن می رسی تبریز
عاشقی تو
عاشقی تو

من برای عاشقِ بی کس
برای عاشق بی چیز
راه رفتن
گریه کردن زیر باران می کنم تجویز

#محمد_صالح_علاء

برچسب: نویسنده: آرتین حکیمی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 17:15

بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتمهمه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتمشوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودمشدم آن عاشق دیوانه که بودم !در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشیدباغ صد خاطره خندیدعطر صد خاطره پیچیدیادم آید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیمپر گشو

برچسب: نویسنده: آرتین حکیمی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 17:15

"تورا میخواهم ودانم "که رازم را تو میدانی دلی دارم خریدارت ، دلی دربند و زندانی نگاهت میکنم هردم وچشمانم چه مشتاق است بدانم تا کجای قصه ام با من تو میمانی به دریا میزنم با اشتیاق و ناز چشمانت که پاروی محبت را به دنبالم تو می رانی میان ساعت محزون این

برچسب: نویسنده: آرتین حکیمی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 17:15

همه یک "او"دارند که ماندگارترین است...از آن ماندگارها که حتی آلزایمرهم بگیری یادت نمیرود که یک "او"بوده... همه یک "او"دارند که دلیل خنده های از ته دل بوده....همه یک "او"دارند که بهترین خاطره های دنیا را با او شریکند،از آن خاطره هایی که هر شب قبل از خ

برچسب: نویسنده: آرتین حکیمی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 17:15

صفحه بندی